تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی کربلایی حیدر عیسایی - وقتی سیدالشهدا(ع) مژده قبولی توبه حر را داد
پایگاه اطلاع رسانی کربلایی حیدر عیسایی
نه شرقی نه غربی حكومت علوی



بعد از شهادت قیس ابن مسهر، در چنین روزهایی حضرت امام حسین(ع) از منزلی که در آن بودند کوچ فرموده روانه راه گردیند تا آنکه به دو منزلی شهر کوفه رسیدند. در آن مکان، حر بن یزید ریاحی را با هزار سوار ملاقات کردند، چون حر به خدمت امام رسید، امام حسین(ع) فرمودند :

برای مطالعه به ادامه مطلب بروید

آیا به یاری ما آمده ای یا برای دشمنی با ما؟ حر عرضه داشت که بر ضرر و عداوت شما مأمورم. آن حضرت فرمود: لا حول ...! بین آن جناب و حر سخنان بسیاری رد و بدل گردید تا آنکه خطاب به حر نموده و فرمود: اکنون که شما برآنید که خلاف آنچه نامه ها و عرایض شما مشعر و متضمن آن است و فرستادگان و رسولان شما به تواتر به نزد من آمده اند من نیز از آن مکان که آمده ام عنان عزیمت به مقام خویش منعطف نموده مراجعت را اختیار خواهم نمود. حر و اصحابش بر این مدعی راضی نگردیده حضرتش را از مراجعت منع نمودند و عرضه داشتند: ای فرزند رسول! و نور دیده بتول! صلاح چنان است که راهی را پیش بگیری که نه وارد کوفه و نه واصل به سوی مدینه باشد تا به این جهت توانم به نزد ابن زیاد این عذر را بخواهم که آن جناب را در راه ملاقات ننمودم شاید به این اعتذار از سخط آن کافر غدار در امان مانم و از خدمتش تخلف ورزم. حضرت امام به این خاطر سمت چپ را مسیر قرار داد و از آن طریق مسافت را طی فرمود تا آنکه بر سرابی رسید که موسوم بود به "عذیب الهجانات" یعنی آبی مشرعه مرکب ها و اشتران بود.
راوی گوید در آن هنگام نامه ابن زیاد به حر بن یزید ریاحی رسید و این نامه مشتمل بود بر ملامت و سرزنش حر که در امر فرزند امام مسامحه نموده و در آن نامه لعنت ضمیمه امر اکید نموده که کار را بر فرزند سید ابرار سخت و مجال را بر او دشوار گیرد. پس حر با اصحاب خود دوباره سر راه بر نور دیده حیدر کرار گرفتند و او را بر رفتن مانع گردیدند. امام فرمود مگر نه این است که ما را امر کردی از راه مرسوم عدول نماییم؟ حر عرضه داشت: بلی! و لکن اینک نامه عبیدالله به من رسیده و مأمورم نموده که امر را بر حضرت سخت گیرم و جاسوس بر من گماشته تا از فرمانش تخلف نورزم.

سخنان امام بعد از گفتگو با حر چه بود؟


راوی چنین گفته که پس از مکالمه امام با حر ابن یزید آن جناب برخاست در میان سعادت انتسابْ خطبه ای ادا نمود و شرایط حمد و ثنای الهی را به جای آورد و جد بزرگوار خویش را بستود و درود نامحدود بر روان پاک حضرتش نثار نمود سپس فرمود: ای گروه مردم! به تحقیق مشاهده می نمایید آنچه را که بر ما نازل گردیده و به راستی که روزگار تغییر پذیرفته و بدی خود را آشکار نموده و نیکی و معرفت آن باز پس رفته و در مقابل، شیوه تلخکامی و نامرادی شتابان و بر استمرار است و از کأس روزگار باقی نمانده مگر دردی از آن در ته پیمانه حیات و از گلستان عیش بجز خار و زمین شوره زار بی آب و گیاه. آیا نمی بینید که حق را کسی معمول نمی دارد و احدی از باطل نهی نمی نماید؟ نتیجه این وضعیت این است که مومن راغب می گردد به ملاقات پروردگارش به طریق حق و به درستی که من مرگ را نمی بینم مگر سعادت و نیکبختی و زندگانی را با ستمکاران الا دلتنگی و سستی.


حر در دوراهی آزادگی و اسارت


اما یکی از تأثیرگذارترین صحنه های حماسه حسینی توبه حر بن یزید ریاحی و تأثیر سخنان امام حسین(ع) بر او است. بعد از سخنان امام است که یکی از مهاجران وقتی حالات حر را می بیند به او می گوید امر تو مرا به شک انداخته! در هیچ موقفی به این طور تو را ترسان و لرزان ندیده بودم. اگر از من می پرسیدند شجاع ترین اهل کوفه کیست من تو را می گفتم. این چه حالت است که در تو می بینم؟ حر گفت: نه چنین است که تو خیال کرده ای. من جان خودم را در میان بهشت و دوزخ می بینم و نخواهم جهنم را اختیار کرد اگر قطعه قطعه بشوم و سوخته بشوم.
به طرف حضرت روانه شد اما از بس گناهش بزرگ بود خودش هم امید نداشت که از او حضرت بگذرد. چون دل اولیای خدا و اهل بیت رسول خدا را ترسانده بود لرزانده بود طوری دور حضرت را گرفته بود با لشکرش که حضرت مثل اسیری بود در میان او و لشکرش. این بود که در بین راه به طرف حضرت که می رفت دست هایش را بر سر گذاشته عرض می کرد اللهم الیک انبت فتب علی، فقد ارعبت قلوب اولیائک و اولاد بنت نبیک/ خدایا! خدایا! خدمت تو انابه آورده ام. توبه ام قبول فرما. پس به تحقیق دل های اولیای ترا و اولاد دختر رسول تو را ترساندم. اما عبای خودش را بر سر کشیده طوری آمد که حضرت او را نشناسد. آمد به همان قسم خود را بر سر قدم های غریب کربلا انداخت. خاک قدم های حضرت را متصل می بوسید و سرش را بلند نمی کرد. حضرت فرمود ارفع رأسک یا شیخ! من انت؟ عرض کرد من آن کسی هستم که تو را نگذاشتم برگردی به مدینه. والله نمی دانستم که این ملاعین این طور با تو خواهند کرد. الان توبه کرده ام. توبه ام قبول است یا نه؟ ترسش از آن بود که مبادا توبه اش قبول نشود. اما حضرت به او مژده قبول توبه اش را داد.


پی نوشت ها:

(سوگنامه کربلا – متن کامل لهوف سید ابن طاووس و مقتل شوشتری – روضه های حضرت آیت الله شیخ جعفر شوشتری)




برچسب ها: وقتی سیدالشهدا(ع) مژده قبولی توبه حر را داد،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 آبان 1392 توسط حسین شرعیاتی

قالب وبلاگ

Online User