تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی کربلایی حیدر عیسایی - وجوب عزاداری سیدالشهداء ع
پایگاه اطلاع رسانی کربلایی حیدر عیسایی
نه شرقی نه غربی حكومت علوی


مطلبی فوق العاده خواندنی من باب (واجب) بودن عزاداری...!

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین، والصلوه والسلام علی خیر خلقه محمد و علی عتره الطاهرین، و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین

درود و سلام بر آن نهر جوشان از خون، سینه تپیده و خشکیده از عطش و خیمه های غارت شده.

برخی از مخالفین به ما اشکال می کنند که عزاداری مشروعیت ندارد و نباید عزاداری کرد. به دو دلیل بحث خود را مستدل می دانند. البته من دو دلیلش را انتخاب کرده ام که این دو دلیل روایی است. می گویند از رسول اکرم (ص) این روایت نقل شده است: "اربع من امر الجاهلیه لایترکونهن" 4 چیز از دوران جاهلیت باقی مانده است امت من آن را ترک نمی کند. با اینکه دوران اسلام دوران پایان جاهلیت است اما مردم آن را ترک نمی کنند.

1 . الفخر بالاحتساب؛ تفاخر کردن و مباهات به گذشتگان.

2 . « والطعن بالانساب » ایراد و عیب جویی کردن به آباء و اجداد دیگران.

3 . « ولاستسقاء بالنجوم » طلب باران کردن بر مبنای هیئت و شکل خاص ستارگان . 

4 . « و النیاحه » نوحه و عزاداری . 

پیامبر فرموده این 4 چیز باقیمانده از دوران جاهلیت است و امت من آنها را ترک نمی کنند.

 خودشان چهارمی را ندارند مرادشان شیعه است که می گویند شیعه با این کار (نوحه و عزاداری) بر می گردد به دوران جاهلیت. وقتی می خواهند نیاحه را ترجمه کنند می گویند مراد از نیاحه عزاداری یعنی چگونه عزاداری کردن ارث گذشته گان است « النیاحه رفع الصوت بالندو علی المیت » بلند کردن صدا در حال گریه بر مردگان است « و ذلک ینافی الصبر الواجب » و این کار گریه کردن با صدای بلند برای اموات این منافات با صبر دارد. « و هی من الکبائر، لشدت الوعید و العقوبت علیها » عزاداری از گناهان کبیره است بخاطر اینکه خداوند نسبت به آن عده عذاب و عقاب داده است. این دلیل اولشان.

دلیل دومشان حدیثی است که از پیامبر نقل می کنند. منتها راوی این حدیث، مغیره بن شعبه است. مغیره همان کسی است که بعد از قضایای ایام شهادت حضرت زهرا (س) در کوفه وقتی مسلمانان دور هم جمع شدند و از افتخاراتشان صحبت می کردند که ما در جنگها چه کردیم، تا مغیره شروع کرد به صحبت، حضرت امام حسن مجتبی (ع) به وی فرمودند: « اسکت » تو ساکت باش « انت الذی ضربت امی فاطمه » تو همان کسی هستی که مادرم فاطمه را کتک زدی. این آدم با این شقاوت این حدیث را نقل می کند از رسول خدا. می گویید پیامبر فرمودند: « ان المیت لیعذب بالبکاء الحی علیه » مرده در عالم برزخ بواسطه گریه خویش و قومش و کسانیکه برایش گریه می کنند را عذاب می کنند، شما اینجا گریه می کنید ولی متوفی را در عالم برزخ عذاب می کنند. « و مثل ان المیت یعذب فی قبره بالنیاحه علیه » به عزاداری بر میت باز هم میت را عذاب می کنند. مغیره از حضرت رسول نقل کرده است که عقابش می کنند و عذابش می کنند شما اینجا صدایتان را به گریه بلند می کنید، او را در آنجا عذاب می کنند. 

با روایاتی شبیه این دو روایت که خوانده شد می گویند عزاداری ممنوع است. به عزاداری بر خویش و قوم هم کاری ندارند. عزاداری بر اهل بیت را کار دارند چون عزاداری از مصادیق احیا دین است و در جای خودش بحث خواهیم کرد که امروز نوبت آن نیست.

چون مخالفین ما و اهل بیت، وهابیت هستند، اینها می گویند ملاک ما قرآن است و ما به ایشان می گوییم اگر از قرآن دلیل بیاوریم شما سکوت می کنید؟ کنار می کشید؟ حرفتان را پس می گیرید؟ علی القاعده باید ساکت باشند.

روایتی را که از مغیره خوانده شد جوابش را با یک آیه می دهم. عملا راوی مغیره است و چون مغیره در بین روات اهل سنت خیلی آدم خوش نامی نیست لذا به حرفش گوش نمی دهیم و دومین جوابی که دادهخ می شود آیه شریفه : « ان لا تزر وازه وزر اخری » کسی را بجای دیگری مؤاخذه نمی کنند. این آیه قرآن است که متوفی در عالم برزخ بواسطه گناه بنده و شما که گریه کردن است او را آنجا مؤاخذه نمی کنند. این روایت مخالف با قرآن است و اهل بیت به ما یاد داده اند « ماوافق کتاب الله فخذواه » آن چیزی که موافق کتاب خدا است اخذ کنید والا « فاضربوه علی الجدار »

مغیره به اعتبار مغیره بودنش را باید رها کرد چون روایت مخالف با قرآن است. این یک امر مشروعیت عزاداری را از قرآن استفاده می کنیم. مردم آمدند پیش پیامبر (پیامبر خیلی زحمت برایمان کشیده است 23 سال خون دل خوردند 23 سال مرارت کشیده اند از داخل و خارج و الان جامعه را به جایی کشانده است که ما مسلمان ها سرمان را پیش همه بلند می کنیم، خحیال پیامبر را راحت کنیم و بگوییم که یا رسول الله خیالتان راحت باشد ما آنها را کفالت می کنیم وادارشان می کنیم شما نگران نباشید) و پیامبر از طرف خدا پاسخ داد. در سوره مبارکه شوری آیه 23 خدا به پیامبر می فرماید « قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی » من از شما بابت 23 سال مزد و رسالتم چیزی نمی خواهم الا « موده ذوی القربی » یعنی آنچه را که شما فکر می کنید نمی خواهم بعنوان مزد، بلکه مودت می خواهم. در این آیه لازم است به 3 نکته اشاره شود. به استناد برخی از آیات دیگر انبیاء دیگر در مقابل رسالتشان مزدی نخواستند. نظیر آنچه برای جناب نوح مطرح می شود سوره مبارکه هود آیه 29 « و یا قوم لا اسئلکم علیه مالا ان اجری الا علی الله » من از شما مال نمی خواهم اجر من به امید خدا است. در مقابل رسالتم یا نظیر آنچه که برای 4 پیامبر در سوره مبارکه شعراء مطرح می شود نسبت به جناب هود 127، صالح 145،  لوط 164 و شعیب 180 نسبت به 4 پیامبر « و ما اسئلکم علیه من اجر ان اجری علی رب العالمین » ما 4 نفر از شما اجری را نمی خواهیم، اجر ما با پروردگار جهانیان است.

خاتم النبیاء چرا اجر خواست؟ نوح گفته نمی خواهم، هود گفته نمی خواهم، صالح گفته نمی خواهم، لوط گفته نمی خواهم، شعیب گفته نمی خواهم، اما حضرت خاتم چرا اجر می خواهد با اینکه مقام حضرت خاتم از همه برتر است؟ 

جواب این مطلب در سوره مبارکه سباء آیه 47 « ما سالتکم من اجر و هو لکم » مزدی را که من بعنوان رسالت برای خودم می خواهم حق شما و برای شماست. من مزد را مودت قرار داه ام و این مودت ذوی القربی من برای شما منفعت دارد و چیزی در جیب من نمی رود. 

سلمان از پیامبر نقل می کند که « ینغع حب ابنتی فاطمه فی سبعته مواطن، احوالهن عظیمه » محب ورزیدن به دخترم فاطمه زهرا (س) در 7 جا به دردتان می خورد، جاهایی که خیلی خطرناک است. یکی از این موارد موقع مردن است. سکرات مرگ خیلی سخت است. محبت دختر من فاطمه زهرا (س) موجب می شود که ملک الموت در موقع مرگ با تو مدارا کند و اصلا نفهمیم که چه اتفاقی دارد می افتد « ما سالئتکم من اجر و هو لکم » این مودت به نفع شما است.

2. احمد بن حنبل از علمای اهل تسنن صاحب کتاب های منابع روای از ابن عباس می گوید وقتی آیه نازل شد « قل لا اسئلکم علیه اجرا الموده فی القربی » وقتی آیه نازل شد احمد در کتاب مسندش از ابن عباس و ابن عباس از رسول اکرم می نویسد فردی بلند شد و سوال کرد یا رسول الله « من قرابتک الذین وجبت مودتهم؟ » اینهایی که در آیه شریفه ذوی القربی آمده، اینهایی را که محبت و مودت به ایشان واجب است، چه کسانی هستند؟ سائل از آیه وجوب مودت را فهمیده است. اینهایی را که خداوند واجب کرده است مودت شان را در این آیه چه کسانی هستند؟ سائل وجوب مودت را فهمیده و پیامبر هم نگفتند که وجوب نیست بلکه دوست داشتن بهتر است، بلکه پاسخ دادند « علی و فاطمه و ابنهما » این ذوی القربی، علی و فاطمه و حسنین هستند و 9 نفر هم در صلب وجود امام حسین (ع) یعنی 14 معصوم. پیامبر می فرماید که ابراز مودت واجب است و اینهایی که ذوی القربی پیامبر بوده اند از منابع اهل تسنن معرفی شده اند که چه کسانی هستند.

مطلب سوم : مودت نسبت به اهل بیت و ذوالقربی پیامبر واجب است، مودت یعنی شدت محبت، مودت یعنی محبت ثابت و دائمی، علاقه اگر مقطعی بود عرب می گوید محبت ولی اگر علاقه دائمی و شدید بود عرب تعبیر می کند به مودت. در قرآن از ما خواستند « مودت فی القربی » یعنی یک محبت دائمی و شدید. نه یک چیز عادی و طبیعی و کم. کاملش را از ما خواسته اند. این هم سومین خصوصیتی که در آیه است.

نسبت به مودت به ذوی القربی پیامبر ما تصریحا و تاکیدا روایات زیادی داریم. دو مورد آنها را از اهل سنت می خوانم:

1. از کنز العمال جلد 16 از رسول اکرم (ص) که فرمودند: « ادبوا اولادکم علی ثلاث خصال » فرزندانتان را براساس 3 خصوصیت تربیت کنید: 1. حب نبیکم: طوری تربیت کنید که این فرزندان رسول خدا را دوست داشته باشند. 2. حب اهل بیته: جوری تربیت کنید که اهل بیت پیامبر را دوست داشته باشند . 3. و قرائت القرآن: جوری بچه هایتان را تربیت کنید که بتوانند قرآن بخوانند.

در خانه های ما به 3 روش بچه ها تربیت می شوند: یک.  تسلط بر کامپیوتر. دو. تسلط بر زبان انگلیسی. سه.علم زدگی شدید. وقتی فرزند 24 سالش شد می گویی چرا بچه ام نماز نمی خواند. کی و چگونه فرزندت را آنگونه که حضرت رسول گفته است تربیت کرده ای؟ من نمی گویم بچه کامپیوتر یاد نگیرد، نمی گویم زبان انگلیسی یاد نگیرد، نمی گویم دانشگاه نرود، اما شما یک سازه ای محکم از بچه ات درست کن، سپس هر چه خواستی درونش بریز! آنوقت چیزهای بد را پس می زند. درست تربیت نمی کنی! چه کسی گفته تربیت مادر زادی است؟! چه کسی گفته وقتی بچه به دنیا می آید خوب به دنیا آمده است؟! بچه وقتی به دنیا می آید بستر این را دارد که خوب شود یا نشود. کجا بچه را تربیت کرده ای؟ کجا بچه را آشنای با قرآن کرده ای؟ راجع به اینها زیاد صحبت نکنیم. بچه ساعتها پای کامپیوتر بنشیند و در فضای اینترنت باشد، مادر قربون صدقه اش می رود، ولی اگر یک ساعت زیارت عاشورا بخواند به من می گوید بچه ام افسرده شده، کمی نصیحتش کنید! بچه معلوم است که آخر چه خواهد شد. من نمی گویم پای اینترنت بشیند یا نشنید. به آن کاری ندارم و آن به من ربطی ندارد. خودت می دانی و خدای خودت و دریای دلت، اما چطور می شود در آن 10 ساعت اینترنت بچه سالم است اما یک ساعت که نماز نافله اش طول بکشد بچه مریض می شود؟!

چون عادت نکرده اید بچه را بر حب دین بار بیاورید. این یک روایت.

روایت دوم: در نور الابصار شبلنجی از علماء اهل سنت « حب آل محمد یوما، خیرا من عباده سنه » یک روز محبت ورزیدن به آل پیامبر عظیم الشان اسلام از یک سال عبادت برتر است، « و من مات علیه، دخل الجنه » کسیکه بر محبت آل پیامبر از دار دنیا برود، داخل بهشت بشود. اهل سنت نقل می کنند من از کافی و بحارالانوار نقل نکردم که شأن این دو کتاب اجل از تمام کتب اهل سنت است. 

امروز روز عشق ورزیدن به آل پیامبر است. پس مودت واجب است، چون باید به قرآن عمل بشود. قرآن را که فقط برای استخاره نگذاشته اند، در ایام ختم سوره یس و الرحمن خواندن و در ایام ازدواج هم سوره ی یوسف را خواندن، کافی نیست، قرآن را گذاشته اند برای عمل کردن، و یکی از آیاتی که باید به آن عمل شود همین آیه مودت است. اهل سنت سؤال کرده اند که این مودت واجبه برای چه کسانی باشد؟ پیامبر هم جواب دادند.

مصادیق مودت چیست؟ یا رسول الله! ذوی القربی شما را دوست دارم، چکار باید بکنم که بگویم دوست دارم؟ یعنی چگونه مردم بفهمند که آنها را دوست دارم؟

1. اطاعت و انقیاد نسبت به آنها؛ یعنی در دایره امکان ما نقطه تسلیم هستیم، حکم آنچه تو فرمایی رأی آنچه تو اندیشی. ما از خودمان در امورمان اختیار نداریم با اختیار خودمان، زندگی را داده ایم دست شما. چرا؟ چون می خواهیم آیه مودت ذوی القربی را اجرا کنیم. ما به اختیار خودمان طناب زندگی مان را داده ایم دست شما.

رشته ای بر گردنم افکنده دوست                                     می کشد هر جا که خاطرخواه اوست

منتها این سررشته را خودمان به امیرالمؤمنین داده ایم. چرا داده ایم؟ چون می خواهیم بگوییم ما داریم به آیه شریفه عمل می کنیم

2. دومین مصداق از مصادیق، به زیارت آن محبوب رفتن است. در یک ظهر گرم کوفه، حارث همدان رفت خدمت حضرت امیرالمؤمنین. حضرت تعجب کردند و فرمودند که در این ساعت چه اضطراری ایجاد شده است؟ حارث همدان همان کسی است که حضرت به او فرمودند « یا حارث! من یمت، یرنی » هر که بمیرد مرا می بیند « من مؤمن او منافق » چه مومن و چه منافق. حضرت به حارث فرمودند چه شده آمده ای اینجا؟ گفت: « حبا لک » چون دوست تان دارم.

(بروید به زیارت امام رضا، نگویید آقا حاجتمان را بده، نگویید مشکل دارم، بگویید آقا فدایتان بشوم، همین، خداحافظ.

آمدم بگویم عاشقتان هستم. بروید کربلا و به امام حسین (ع) بگویید حبا لک آمده ام. وقتی می خواهید اسم ائمه را ببرید، تکریم کنید. مولای ما! آقای ما! امیرالمؤمنین! نگویید علی. گاهی اوقات در مقام خطابه آدم مجبور است که بگوید) 

3. حاجاتشان را برآورده کنند. اهل بیت چه حاجتی از ما دارند چه احتیاجی به ما دارند؟ از ما می خواهند که دین را رعایت کنیم. از ما می خواهند تا نماز بخوانیم، از ما می خواهند تا با خانواده درست رفتار کنیم، از ما دین را می خواهند آنها کشته شدند تا دین باقی بماند اگرچه شأنشان از دین بالاتر است شأن امام از دین بالاتر است، این هم جای خود دارد و بحث می کنیم و اثبات می کنیم و حرف ذوقی نمی زنم.

یکی دیگر از امور احترام به فرزندان است. شما وقتی به سادات احترام می گذارید در واقع به آیه ذوی القربی عمل می کنید. یکی از راههای احترام به اهل بیت، اینست که به نسلشان به سادات ابراز محبت می کنید و دیگری اینست که شریک غم و شادی اهل بیت باشیم.

شما اگر یکی از عزیزانتان از دار دنیا برود یکی از دوستانتان عزیزاش از دار دنیا برود وقتی در ختم شرکت می کنید می گویید ما را در غم خودتان شریک بدانید. چرا می گویید؟ چون دوستش دارید و رفیقش هستید، شریک غم و شادی بودن اهل بیت از مصادیق مودت است.

حضرت صادق (ع) فرمودند: « شیعتنا خلقوا من فاضل طینتا، یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا » شیعیان با ما ارتباط دارند، شیعه را از اضافی گل ما خلق کرده است، یعنی ما یک روح بودیم در دو بدن. یعنی اینها با ما ارتباط دارند. اینها بی کس نیستند و دلیلش اینست که اینها در شادی های ما شاد هستند و در عزای ما عزادار هستند.

امام صادق (ع) می فرمایند: « رحمت الله شیعتنا » رحمت خدا بر شیعیان ما « شیعتنا ولهم المومنون » شیعیان ما همان مؤمنون هستند که در سوره مؤمنون آمده « قد افلح المؤمنون » و الله همان مؤمنون شیعیان ما هستند « شرکونا فی المصیبه » اینها شریک ما در مصیبت و عزا هستند. 

« بطول الحزن و الحسره » به زیاد غم خوردن و تأسف و تأثر بر ما. بنابراین عزاداری یکی از مصادیق اظهار مودت است. اظهار مودت طبق آیه ذوی القربی واجب است.

چه کسی گفته است که عزای بر امام حسین (ع) مستحب است و نماز اول وقت واجب است. چه کسی گفته است؟

آشنای به قرآن نیست آن کسیکه این حرف را می زند! نماز واجب است، نماز اول وقت مستحب است، عزای سیدالشهداء از مصادیق مودت ذوی القربی است و واجب است. مودت ذوی القربی به استناد آیه شریفه واجب است.

عده ای می خواهند عزای امام حسین را تعطیل کنند، راهش اینست که مثلا فرض بفرمایید بگویند که نماز اول وقت! البته ما همیشه نماز اول وقت را رعایت می کنیم.

اما یکی از مصادیق عزای بر امام حسین (ع) گریه کردن بر ایشان است.

حدیث اول: در روایتی از امام حسین در آخرین لحظات عمرشان فرمودند: « قولوا لاولیاءنا یهتمون فی اقامه مصائبنا » به شیعیان و دوستاران من بگویید! سعی و تلاش در اقامه عزاداری ما داشته باشند.

آنهایی که می توانند مشکی بپوشند، آنهایی که می توانند خرج بدهند، اهتمام داشته باشند و تلاش کنند برای اقامه مجلس سیدالشهداء.

حدیث دوم: در آخرین لحظات پسر بزرگوارشان را در آغوش گرفتند و به طرف قتلگاه حرکت کردند و فرمودند: بلغ شیعتی عنی السلام » به دوستاران من سلام من را برسان، ما هم می گوییم السلام علیک یا اباعبدالله. « فقل لهم، ان ابی مات غریبا » بابای من غریب کشته شد « فاندبوه » برایش ندبه کنید « و مضی شهیدا » بابای من را کشتند « فابکوه» و برایش گریه کنید « و ان ابی مات عطشانا و فاذکروه » بابای من را با لب تشنه کشتند، هر وقت آب خوردید، یاد از لب تشنه بابای من کنید. 

خود امام حسین (ع) فرموده است برای ما گریه کنید. آقا! ثمره گریه بر شما چیست؟ 25 ثمره گریه برای امام حسین (ع) وجود دارد که یکی را مطرح می کنیم. خدا در قرآن بر رسول اکرم درود فرستاده است « ان الله و ملائکته یصلون علی النبی » فقط بر یک گروه بعد از پیامبر سلام فرستاده اند « علی فصلی الله علی الباکین علی الحسین » خدا بر گریه کننده بر حسین درود می فرستد. همان خدایی که بر پیامبر درود فرستاده است. 





برچسب ها: وجوب عزاداری سیدالشهداء ع، وجوب عزاداری، چرا عزاداری كنیم؟، علت عزاداری، دلیل عزاداری، عزاداری، آیا عزاداری كردن واجب است،
نوشته شده در تاریخ شنبه 12 بهمن 1392 توسط حسین شرعیاتی

قالب وبلاگ

Online User