تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی کربلایی حیدر عیسایی - وقتی امام حسین (ع) عذر خواهی کرد...
پایگاه اطلاع رسانی کربلایی حیدر عیسایی
نه شرقی نه غربی حكومت علوی

مردى اعرابى وارد مدینه شد و سراغ کریم ترین مردم را گرفت، امام حسین را معرفى کردند، وارد مسجد شد و آن بزرگوار را در حال نماز یافت ، پشت سر آن بزرگوار ایستاد و این شعر را خواند:

لم یخب الان مَن رجاک و مَن حرّک مِن دون بابک الحلقه
انتَ جواد و انتَ معتمد ابوک قد کان قاتل الفسقه
لو لا الذى کان من اوائلکم کانت علینا الجحیم منطبقه


آنکه به تو امیدوار شد، نا امید نگشته ، کسى که بر در خانه آمده، به امید بخشش آمده است.
تو بخشنده و مورد اعتمادى. پدرت کشنده فاسقان بود.
اگر هدایت جد و پدرت نبود، آتش جهنم ما را فرا مى گرفت.

امام حسین نمازش را سلام داد و به قنبر فرمود: آیا از مال حجاز چیزى باقى مانده است ؟
گفت : بله ، چهار هزار دینار باقى مانده است .
فرمود: آن را بیاور که نیازمند حقیقى آن آمده است .
قنبر دینارها را آورد، امام دو برد خود را از تن در آورد و دینارها را در آن پیچید، زیرا به خاطر کم بودن دینارها از اعرابى خجالت کشید و فرمود: « این مقدار دینار را بگیر.به خاطر کمى آن از تو عذر مى خواهم و بدان که نسبت به تو مهربانم .
اگر در آینده وسیله فراهم شد ثروت سرشارى به تو خواهم داد اما مردم زمان بیگانه پرستند و اینک دست ما خالى است».


اعرابى دینارها را گرفته و گریه می کرد! امام فرمود: شاید آنچه عطا کردم به تو کم است که گریه مى کنى؟!
اعرابى گفت: نه،گریه من براى این است که چرا این دست هاى باسخاوت زیر خاک خواهد رفت
.


پی نوشت:
مناقب ابن شهر آشوب ، ج 4، ص
65



برچسب ها: وقتی امام حسین عذر خواهی کرد...، وقتی امام حسین عذر خواهی کرد، وقتی امام حسین عذر خواهی کرد... 2، وقتی امام حسین (ع) عذر خواهی کرد...، وقتی امام حسین ع عذر خواهی کرد...، وقتی امام حسین (ع) عذر خواهی کرد،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 شهریور 1393 توسط حسین شرعیاتی

قالب وبلاگ

Online User